باران که آمد، لب‌هایم باریدند

چشمانم و دستهایم...

باران که آمد، کوچه باغ‌ من و تو تب کرد 

کلاغ‌ها خواندند ...

گنجشک‌ها زیر چتر هم بال گشادند 

باران که آمد، 

من ماندم و یک جفت پا در میانه‌ی کوچه‌ای بی‌عابر...